کتابخانه عمومی شهدای امامه

خرید بک لینک
عنوان کتاب «امام حسن مجتبی علیه السلام اسوه حلم و حماسه»نویسنده: حسین استادولیناشر: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، موسسه نشر شهر تعدادصفحات: 140 صفحهاز جمله پیشوایان معصوم ما که باید زندگانی او سرمشق سیر و سلوک ما قرار گیرد وجود مبارک امام حسن مجتبی (ع) است که زندگانی اش سراسر نور و حماسه و کرامت و بیداری است اما تبلیغات سوء دشمنان آن حضرت در عصر خویش و دشمنان هزار و چند ساله اهل بیت در طول تاریخ، اثر ناگوار خودرا نهاده و چهره ملکوتی آن امام بزرگ را حتی در نظر برخی از دوستان ناآگاه، ناپسند جلوه داده تا آن جا که آن امام بزرگ، مظلوم تر از پدر و برادر خویش گردیده است.مهمترین مساله دوران امامت آن امام مساله صلح است که بسیار جنجال برانگیز بوده و هنوز چهره حقیقت آن در پس پرده ابهام و تحریف و نامردمی مستور مانده است تا آنجا که برخی این صلح را نتیجه روحیات خاص آن حضرت دانسته و گفته اند: امام حسن(ع) طبعا صلح طلب بود، به خلاف امام حسین (ع) که مردی شورشی و سلحشور بود! و نتیجه آن که اگر امام حسین در برابر معاویه قرار می گرفت، شهادت را بر قبول صلح تحمیلی بر می گزید و اگر امام حسن(ع) در برابر یزید قرار می گرفت جنگی واقع نمی شد و کار به مصالحه می کشید! و این جفایی بزرگ در حق دوامام بزرگوار است.مستندات این کتاب برگرفته از کتاب های معتبر شیعه و اهل سنت درباره امام حسن(ع)است و به ولادت، خصائل و سیره، کارنامه ده ساله امامت، جریان بیعت تا صلح و شهادت و فرزندان و رهنمودها و سخنان حکمت آموز آن حضرت می پردازد. + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت ۱۰:۳۲ ق.ظ توسط درزی  |  کتابخانه عمومی شهدای امامه ...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شهدای امامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: چهارشنبه 9 شهريور 1401 ساعت: 0:56

دو دست چون دوبال  نوشته ابراهیم حسن بیگی  کتابی است از مجموعه یاران امام حسین علیه السلام.  داستاناین کتاب روایت شهادت «عابسبن ابیشیب» از اصحاب حدیث و از رؤسای قبیله «بنیشاکر»  است. وفاداری، شجاعت و ولایتمداری عابس در این داستان به وضوح مشخص است. رسیدن عشق به اوج کمال از دیگر نکاتی است که از این داستان به مخاطبان منتقل میشود. حضرت مهدی عجل الله  تعالی فرجه الشریف یر عابس پسر ابی شبیب شاکری  و بر شوذب یار باوفای عابس سلام نمودند.  در بخشی از کتاب می خوانیم : عابس را مردم کوفه از دیرباز می شناختند حتی پدرش ابو شبیب شاکری را ک از اصحاب نزدیک رسول خدا بود می شناختند. شوذب بارها در نزد دوستانش گفته بود :« عابس برترین شجاعان در میدان جنگ و برترین عارفان در محراب عبادت است» چرا که او را بارها ایستاده در نماز شب دیده بود، با گونه هایی خیس از اشک. عابس که بارها در مقابل گردنکشان ایستاده بود و سر فرود نیاورده بود ، هرگاه در مقابل امام حسین (ع) قرار می گرفت، سر در گریبان فرو می برد و با متانت سخن می گفت و با تمام وجود به سخنان امام گوش می سپرد. شبی که امام از یارانش خواسته بود تابین رفتن و ماندن یکی را انتخاب کنند عابس لبخندی زده بود و سعادتی را که سالها به دنبالش بود دست یافتنی تر می دید.صدایی عابس را به خود آوردچشم از زمین برگرفت و بر شوذب خیره ماند. شوذب که احساس می کرد آرامش او را برهم زده است شرمنده و آرام گفت: - امام به نماز می ایستند، تو نیز اگر...- عابس در حال فرود از تل خاک، حرف او را برید و گفت:- نماز؟ برویم شوذب. برویم آخرین نمازمان را با اماممان بخوانیم... + نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت کتابخانه عمومی شهدای امامه ...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شهدای امامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: چهارشنبه 9 شهريور 1401 ساعت: 0:56

سوخته عشق عنوان کتابی 136 صفحه ای از مجموعه دانستنی های انقلاب اسلامی برای جوانان به قلم نسرین خدایاری است که داستان زندگی و شهادت محمدعلی رجایی را رشته تحریر در آورده است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال 1390ناشر این کتاب است.نویسنده در این کتاب زندگی محمدعلی رجایی رییس جمهور شهید ایران از ایام کودکی ، دوران مدرسه، مهاجرت به تهران، دستفروشی، ورودبه نیروی هوایی ، آشنایی با آیت الله طالقانی، آشنایی با فداییان اسلام، آغاز شغل معلمی ، تدریس در دبیرستان کمال، مدرسه رفاه ، دستگیری در قزوین، مسافرت به خارج از کشور، دومین دستگیری و آزادی ، آموزش و پرورش ، نخست وزیری، ریاست جمهوری و شهادت به نگارش درآورده است . پایان کتاب با تصاویری از شهید رجایی در دورانهای مختلف زندگی پربارش مصور شده است.در بخش پایانی کتاب می خوانیم:روز هشتم شهریور ساعت دو بعداز ظهر، شورای امنیت ملی در نخست وزیری جلسه داشت. رجایی مشتاقانه در تمام جلسات و کمیسیونها-حتی در آنهایی که وظیفه اش هم نبود-حضور پیدا می کرد، تا شاید با نظرات مدبرانه خود بتوان گرهی را باز کند یا مشکلی را حل کند. در این جلسه نیز به همراه نخست وزیر خود، دکتر باهنر شرکت داشت. لحظاتی از شروع جلسه نگذشته بود که انفجار بمبی در اتاق کمیسیون، ساختمان نخست وزیری را لرزاند. زبانه های آتش از پنجره های ساختمان شعله کشیده بود. لحظاتی بعد ماموران آتش نشانی سررسیدند.مجروحین و آسیب دیدگان را بیرون آوردند اما افسوس و صدافسوس که رجایی و باهنر در میان آنها نبودند....کمال پسر رجایی آن روز نزد پدر مانده بود وبه همراه مادر به خانه نرفته بود. با شنیدن صدای انفجار به سمت پنجره رفت و دید که اتاق کار پدرش آتش گرفته است.به مادر تلفن کرد و اطلاع داد که ساختمان نخست وز کتابخانه عمومی شهدای امامه ...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شهدای امامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: چهارشنبه 9 شهريور 1401 ساعت: 0:56

صفحه بندی